X
تبلیغات
ایران فاینانس - بررسی رابطه تورم و بازده واقعی سهام

ایران فاینانس

فاینانس و مدیریت مالی

بررسی رابطه تورم و بازده واقعی سهام

بنابراين سرمايه گذاري بهينه از جمله مهمترين موضوعاتي است كه مورد توجه سرمايه گذاران مي باشد، ‌آنان پيوسته به دنبال اين مطلب هستند كه آيا بهترين راه سرمايه گذاري را انتخاب كرده اند يا نه؟

تعدادي از سرمايه‌گذاران منابع مالي خود را در دارايي‌هاي مالي نظير اوراق بهادار سرمايه‌گذاري مي‌كنند. اما چه زمانی آنها می‌توانند سرمایه‌گذاری مناسبی داشته باشند. برای سنجش و مقایسه بازدهی سرمایه‌گذاران نیاز به یک معیار و شاخص وجود دارد.

شايد یکی از بهترين معیارها برای مقایسه نرخ‌ بازدهی سرمایه‌گذرای‌های مختلف نرخ تورم باشد، زيرا اگر فرض كنيم فردي پول خود را در تمام زمينه‌هاي  موجود سرمايه‌گذاري كند. بازده کل سرمایه‌گذاری‌های او ‌برايندي از بازده سرمايه‌گذاري در زمينه‌هاي مختلف خواهد بود، كه همان مفهوم شاخص قيمتي را مي‌رساند و تغييرات آن به عنوان نرخ تورم شناخته مي‌شود. اما آیا ارتباطی بین نرخ بازدهی سرمایه‌گذرای در سهام شرکت‌ها و نرخ تورم وجود دارد          

همان طور كه هندریکسن[1] بيان مي‌كند " سطح عمومي قيمت اوراق بهادار نتيجه تعدادي از فاكتورهاي عمومي اقتصاد نظير نرخ جاری بهره، نرخ تورم و انتظارات سرمايه‌گذاران راجع به وضعيت عمومي اقتصاد آن جامعه مي باشد." در اين مقاله مي‌خواهيم ميزان تاثير‌گذاري نرخ تورم بر بازده سهام را مورد بررسي قرار دهيم.

 

تاثير تورم بر نرخ بازده مورد انتظار سهام

بر اساس نظر جانز[2] ‌ريسك تورمي يكي از انواع ريسك مي‌باشد و يكي از عوامل تاثيرگذار بر بازده اوراق بهادار است و با وجود تورم غير قابل انتظار، ‌بازده سهام تحت تاثیر ريسك نوسان نرخ تورم قرار مي‌گیرد. زيرا سهامداران و اعتبار دهندگان خواهان صرف ریسک بيشتري بابت پذيرش كاهش قدرت خريد پول خود هستند. در نتيجه نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاری در سهام  افزایش می‌یابد.

نرخ بازده سهام شامل دو قسمت مي باشد: يك قسمت منفعت (زيان) سرمايه است كه از افزايش يا كاهش در قيمت سهام به وجود مي آيد و قسمت دوم ، سود و ساير مزاياي پرداختي به سهام را شامل مي شود.

با افزايش تورم، قيمت محصولات و خدمات شرکت‌ها افزايش يافته و در نتيجه بدون افزایش تولید یا کیفیت محصولات رقم فروش شركت بالا مي‌رود. از طرف دیگر افزايش تورم باعث افزايش قيمت مواد اوليه و هزینه‌های شركت مي‌گردد. بنابراين ميزان تاثير تورم بر قيمت سهام بستگي به ميزان افزايش قيمت محصولات و خدمات و همچنین افزايش قيمت مواد اولیه و هزینه‌ها دارد. به علاوه تورم باعث تجدید نظر در نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران می‌شود به این ترتیب ميزان تاثير تورم بر سود و ساير مزاياي پرداختي شركت به سهامداران نامعلوم است و در نهايت مي‌توان نتيجه گرفت كه تاثير تورم بر بازده واقعي سهام در هاله‌اي از ابهام قرار دارد. بررسي‌ این موضوع حداقل از دو نظر حائز اهميت است:

ابتدا رد فرضيه فيشر از نظر تجربي در مورد بازده سهام كه در چند كشور توسعه يافته صورت پذيرفته انگيزه اي براي تحليل اين فرضيه در اقتصاد ايران است. همچنين با بررسي اين رابطه سعي ميشود كه تا روشن شود كه بازار سهام ايران در برابر تورم چه واکنشی دارد؟

در وقع سوال اصلی تحقیق این است که آيا رابطه معني داري بين تورم و نرخ بازده واقعي سهام وجود دارد؟

اندازه گيري تورم

مي‌توان از شاخص هاي مهم نظير شاخص قيمت مصرف كننده (CPI) و شاخص قيمت عمده فروشي (PPI)استفاده نمود.

بازده اسمی و واقعي سهام

با توجه به مسئله تورم، ‌بازده اسمي يك سرمايه‌گذار ممكن است شاخص ضعيفي از بازده واقعی باشد. در نتيجه تعديلاتی در ارتباط با بازده اسمي جهت برطرف ساختن تاثير تورم به منظور تعيين بازده واقعي مورد نياز انجام مي‌گيرد. به این ترتیب نرخ بازده واقعي عبارتست از: آن قسمت از نرخ بازده اسمي كه نرخ تورم از آن كسر شده باشد يعني براي محاسبه بازده واقعي بطور تقريب از فرمول زير استفاده ميشود.

 :NRبازده اسمي                                                                                                      RR= NR - INF

 :INFنرخ تورم

 :RRبازده واقعي

مي‌توان براي محاسبه دقيق از فرمول زير كه به مدل فيشر نيز معروف است استفاده نمود.

RR = [(1+NR)/(1+INF)] – 1

سوابق مربوط به تحقیق

ايده اوليه رابطه بين تورم و بازده اولين بار در سال 1930 توسط فیشر بيان گردید. او ادعا نمود كه "نرخ بازده اسمي اطلاعات مرتبط به ارزش‌هاي آتي نرخ تورم را منعكس مي‌كند و بازده واقعي مستقل از تورم است.  محققان زيادي پس از او اين نظريه را كه به " فرضيه فيشر"  شهرت يافت مورد بررسي و آزمون قرار دادند.

از جمله مهمترين آنها مي توان Lintner 1975)) ، Nelson (1976) ، Boudie (1976) ، Jeff و Mandlker 1976)) ، Fama و Schwert )1977) ، Kaul 1978)) ،  Gultekin 1982))  ، Roll و Geske 1992) ) ، Balduzzi ) 1995) ، Choudhry  )1999) ، Engsted و Tanggard 2002)) نام برد.

رابطه بين بازده سهام و تورم مورد توجه بسياري از محققان قرار گرفته اما تاكنون در مورد آن به يك نتيجه قطعي دست نيافته‌اند و به همين خاطر از آن به عنوان معما ياد مي‌شود. اين رابطه از كشوري به كشور ديگر به علت وجود نرخ‌هاي تورم متفاوت و ساختار اقتصادي مختلف نتايج متفاوتي مي‌دهد. عده زیادی از محققان اين رابطه را منفي و برخي ديگر اين رابطه را مثبت و عده قليلي آن را بدون رابطه معني دار يافته اند.

فيشر معتقد بود كه بين بخش‌هاي واقعي اقتصاد هيچگونه وابستگي مهمي وجود ندارد و نرخ واقعي به وسيله عواملی نظير كارايي سرمايه و ترجيحات زماني پس انداز كنندگان تعيين مي‌گردد و مستقل از نرخ تورم مورد انتظار مي باشد. اين فرضيه به عنوان "فرضيه فيشر" يا "تئوري فيشر" شناخته شده است.

البته همه اقصاددانان در مورد اين فرضيه با فيشر موافق نيستند به نظر فيشر در صورت هر گونه تغيير در نرخ تورم، بازده واقعي بدون تغيير مي‌ماند و در واقع تغييرات نرخ تورم اثر خود را بر روي نرخ بازده اسمي مي‌گذارد. وي معتقد است كه افزايش در نرخ تورم موجب مي‌شود كه سرمايه‌گذاران انتظار بيشتري را در آينده داشته باشند و اين امر باعث رشد نرخ بازده اسمي در آينده خواهد شد. علت وجود چنين رابطه‌اي اين است كه بازارهاي كارا، ‌ريسك سرمايه‌گذاران در قبال تغييرات در قدرت خريد پولشان را جبران مي نمايد. فرمول‌هاي ارائه شده توسط فيشر بدين شرح است:

1+Rnominal =(1+Rreal)(1+I)

كه درآن I  نرخ تورم مورد انتظار ،‌ Rnominal  نرخ بهره پولي (اسمي)و Rreal  نرخ بهره واقعي مي باشد.

برخی از محققان همواره ارزش واقعي سهام را در برابر تورم و انتظارات تورمي ثابت قلمداد مي نمايند و به تبع آن افزايش يا كاهش ارزش جاري پول را متناسب با تغييرات در شاخص عمومي قيمت هاي كالاها و خدمات مي‌دانند.

 

تحقيق Gultekin :

وي در مقاله‌اي ارتباط بين تورم و بازده سهام عادي را براي 26 كشور و در دوره بعد از جنگ جهاني دوم بررسي نمود. او فرضيه فيشر را كه براساس آن بازده واقعي سهام عادي و نرخهاي تورم مورد انتظار مستقل از يكديگر مي‌باشند و همچنين یک به یک بودن بازده اسمي سهام و تورم مورد انتظار را بررسی کرد.

 وي آزمون فرضيه فيشر را بوسيله مدل رگرسيون زير انجام داد:                                       

 Rn=α+β E(Π t l Φt-1)+έt

كه در آنRn  بازده اسمي سهام عادي، ‌ Πt نرخ تورم،Φt-1  مجموعه اطلاعاتي است كه سرمايه گذاران در شكل دادن به انتظاراتشان مورد استفاده قرار مي دهند و t ‌كه به بازده‌هاي بين آخر دورهt -1 و آخر دوره تناوب t اشاره دارد.

وي دراين تحقيق به منظور بررسي ارتباط بازده اسمي و تورم مدل رگرسيون فوق را با استفاده از سه برآورد مختلف از تورم مورد انتظار مورد بررسي قرار داد:

1.            نرخهاي تورم موجود به عنوان نماينده اي براي تورم مورد انتظار

2.            تفكيك تورم به دو قيمت تورم مورد انتظار و تورم غير قابل انتظار

3.            نرخهاي بهره كوتاه مدت بعنوان نماينده تورم مورد انتظار

وي پس از آزمون سه برآورد فوق ،‌ فرضيات فيشر (كه بر اساس آن نرخهاي واقعي بازده سهام عادي و نرخ‌هاي تورم مورد انتظار مستقل هستند و همچنين بازده اسمي سهام عادي رابطه يك به يك و مستقيمي با تورم مورد انتظار دارد،‌) را با استفاده از رگرسيون سري هاي زماني رد كرد و با استفاده از رگرسيون سري‌هاي زماني ارتباط مثبت معني‌داري را بين بازده اسمي سهام عادي و نرخهاي تورم در دوره مورد بررسي مشاهده نكرد و ضريب همبستگي بطور معني داري منفي بود. نتيجه گيري ديگر اين بود كه ارتباط بازده و تورم در طي فواصل زماني مختلف ثابت نمي‌باشد و از كشوري به كشور ديگر متفاوت است.

 

 

تحقيق Solnik :

وي تحقيقي را در مورد ارتباط بين بازده سهام و تورم براي 9 كشور طي سالهاي 1971 لغايت 1980 براساس مدل فيشر و مدل Geske و Roll انجام داد.

مدل فيشر مبتني بر اين فرض است كه بازده واقعي مستقل از انتظارات تورمي مي باشد و براساس مدل Geske و Roll نيز تغييرات در قيمت سهام و انتظارات تورمي بطور منفي با يكديگر در ارتباط هستند. در اين تحقيق نرخهاي بهره به عنوان نماينده انتظارات تورمي در نظر گرفته شده و مدل فيشر با مدل رگرسيون زير مورد آزمون قرار گرفته است:

R r = α+β1Rft-12(RFt – RFt-1)+έt                                                                                  

كه R r  نرخ بازده واقعي سهام‌، β1 وβ2 ضرايبت همبستگي، RFt-1  نماينده تورم مورد انتظار و RFt نماينده تورم غير قابل انتظار مي باشند.Solnik با جايگزين كردن بازده اسمي سهام بجاي بازده واقعي سهام در مدل فوق رابطه بين بازده اسمي سهام و تورم را نيز مورد آزمون قرار داد.

در مرحله بعدي او تحقيق خود را بر اساس مدل Geske و Roll قرار داد و با جايگزين نمودن نرخهاي بهره به جاي نرخ تورم اين مدل را بصورت زير مورد آزمون قرار داد:

RFt – RFt-1 = α + y1 RFt-1 +y2Rtt

كه y1 و y2 ضرايب همبستگي و Rt بازده اسمي سهام هستند.

پس از آزمون مدل‌های فوق وي به دو نتيجه رسيد،

‌اولا در اكثر بازارهاي مهم سهام مدل فيشر كه بر اساس آن بازده واقعي مستقل از انتظارات تورمي مي‌باشد كاملا رد مي‌شود. ثانيا مدل Geske و Roll كه بر اساس آن تغييرات قيمت سهام رابطه منفي با انتظارات تورمي دارد، ثابت مي‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 

تحقيق Balduzzi :

وي در مقاله‌اي "فرضيه جانشيني" فاما كه در سال 1981 بيان شد را دوباره مورد آزمون قرار داد. فرضيه جانشيني فاما دو فرض را بيان مي‌كند:

 اول: نرخ‌هاي بالاي تورم از نرخ‌هاي پايين رشد فعاليت‌هاي اقتصادي پيشي مي‌گيرند. به عنوان مثال،‌ زماني كه انتظار مي‌رود رشد فعاليت‌هاي اقتصادي به كندي كاهش يابد، انتظار کاهش نرخ رشد تقاضاي پول نيز وجود دارد و اين دو امر منجر به افزايش تورم جاري و مورد انتظار مي‌گردند.

 دوم: بازده بالاي (واقعي) سهام از نرخ بالاي رشد فعاليت‌هاي اقتصادي پيشي مي‌گيرند. بطور كلي فرضيه جانشيني بيان مي كند كه تورم و بازده سهام با تغيير اوضاع اقتصادي در جهات مختلف حركت مي كنند و داراي همبستگي منفي هستند.

وي براي آزمون تحقيق خود از 5 متغير زير استفاده نمود:

q t       m t           p t         r t  ياi t

q t  رشد توليد مي باشد و از تغييرات شاخص توليد صنعتي بدست می‌آید.

m t رشد پايه پولي مي باشد و از تغييرات پايه پولي بانك فدرال بدست می‌آید.

p t تورم است كه از تغييرات شاخص قيمتي مصرف كننده بدست آمده است .

it  نرخ اوراق خزانه سه ماهه مي باشد كه بازده اوراق خزانه را طي 90 روز نشان ميدهد.

r t بازده واقعي سهام مي باشد كه از تغييرات شاخص موزون پرتفوي NYSE بدست آمده است .

وي پس از بدست آوردن داده هاي مورد نياز از طريق اتو رگرسيون برداري (VAR)(Vector Auto Regression)آنها را بصورت يك ماتريس در آورده است و به بررسي ميزان همبستگي آنها خصوصا تورم و بازده واقعي سهام پرداخته و نتايج زير را به دست آورد :

1.         بیشتر اثرات روي بازده سهام حاصل تورم مي‌باشد، ‌و بين تورم و بازده سهام يك همبستگي معني دار و منفي وجود دارد.

2.         نرخ بهره بخش اعظم همبستگي منفي بين بازده سهام و تورم را تشكيل مي‌دهد.

 

 

تحقيق Groenewold ، Rourke و Thomas:

مولفان اين مقاله از استادان بخش اقتصاد دانشگاه تاسيمانياي استراليا هستند.آنها اين تحقيق را در سال 1997 و در قالب يك مدل كوچك اقتصاد كلان انجام دادند آنان معتقدند اغلب تحقيقات پيرامون معناي رابطه بين بازده سهام و تورم در چارچوب معادلات يكطرفه و بدون كوچكترين توجهي به يك مدل اساسي اقتصادي صورت گرفته است درحاليكه تورم و بازده سهام جزء متغيرهاي اقتصادي هستند و لازم است كه رابطه مذكور در قالب يك مدل اقتصاد كلان مورد آزمون قرار گيرد.

اغلب آزمونهاي تعيين بازده سهام و تورم در دهه‌هاي1870 و1980 مبتني بر رگرسيون ساده بين بازده سهام و تورم (يا تورم مورد انتظار) بوده است. اما مدلي كه آنها انتخاب كردند مبتني بر يك روش پرتفوي براي مدل تقاضاي دارايي بوده است.

اين مدل اقتصاد كلان را با 4 نوع دارايي در نظر گرفتند اين دارايي‌ها عبارتند از: پول،‌ اوراق قرضه داخلي،‌ اوراق قرضه خارجي و سهام، ‌مدل آنها برآوردي  بود و درصدد بودند همبستگي بين بازده سهام و تورم را شبيه سازي كنند.

با ارائه مدل كلان اقتصادي آنها توانستند تا حدي به حل معماي رابطه بين بازده سهام و تورم نزديكتر شوند و نتيجه تحقيقات و آزمون صورت گرفته نشان می‌‌داد كه بازده سهام در مقابل تغييرات تورم (مورد انتظار) بطور منفي واكنش نشان مي‌دهد و هيچ گونه نشانه‌اي دال بر وجود رابطه مستقيم (مثبت) بين بازده سهام و تورم وجود نداشت. محققان اعتقاد دارند كه بازده سهام و تورم جزء متغيرهاي اقتصادي بوده و بايستي در قالب مدل كلان اقتصادي رابطه بين آنها بررسي گردد. 

تحقيق Choudhry :

وي در تحقيقي تجربي در سال 1999رابطه بين بازده سهام (اسمي و واقعي) و تورم را در چهار كشور داراي تورم بالاي آمريكاي لاتين و مركزي در طي دهه هاي 1980و1990 بررسي نمود. اين كشورها شامل مكزيك ،‌آ‌ر‍ژانتبن ،‌ ونزوئلا و شيلي مي‌باشند. وي اثر فيشر را براي دارايي‌هاي ريسك‌پذير در كشورهاي با تورم بالا مورد آزمون قرار داد.

وي اثر فيشر را براي بازده سهام با مدل زير ارزيابي كرد و مورد آزمون قرار داد.

rt= E(Rt l It-1 ) – E( Πt l It-1)

كه در آن rt نرخ واقعي بازده سهام ،‌ Rt نرخ بازده اسمی،  Πtنرخ تورم، It-1 مجموعه اطلاعات در دسترس در زمان t-1 و E عامل تبديل انتظارات رياضي (اميد رياضي)هستند. اختلاف بين مقادير بدست آمده و مورد انتظار خطاي برآورد قلمداد مي‌شود پس خواهيم داشت:

Rt = E(Rt l It-1)+έt         ,  Πt = E(Πt l It-1 )+ ἔt

كه در آن έt و t خطاي برآورد هستند. با تركيب فرمولهاي فوق رابطه بين بازده سهام شده و نرخ تورم را مي توان بصورت زير بيان نمود:

Rt = r +BΠt +N

كه N برابر است با (έt - t  + rt B نيز ضريب همبستگي بين دو متغير نرخ تورم و بازده سهام مي باشد.بر طبق فرضیه فيشر B بايد مساوي يك شود.

وي با استفاده از رگرسيون خطي مدل فوق را مورد آزمون قرار داد. بر خلاف تحقيقات قبلي، نتايج اين تحقيق يك رابطه مستقيم (مثبت) و يك به يك بين نرخ بازده اسمي جاري و تورم را براي كشورهای آرژانتين و شيلي نشان مي‌داد. يعني سهام سپر خوبي در برابر تورم است.آزمونهاي بيشتر در اين رابطه به متغیرهای پیشرو و پسرو اشاره دارد(lags & leads of inflation) نتايج همچنين بيانگر اين مطلب بود كه اثر معني دار تورم بازده اسمي به وسیله تورم گذشته ايجاد شده است تا تورم آینده. اين نتيجه بدان معني است كه نرخ گذشته تورم ممكن شامل اطلاعات مهمي در رابطه با نرخ آتي تورم باشد. نتايج اين تحقيق احتمال وجود يك رابطه مثبت بين بازده سهام و تورم طي دوره كوتاه مدت (جاري)و تحت شرايط بالاي تورمي را ممكن مي‌سازد. همچنين نتايج نشان مي‌دهد كه نرخ‌هاي گذشته تورم روي بازده جاري سهام تاثير مي‌گذارد.

تحقيق Engstand و Tanggard:

اغلب مطالعات و تحقيقات تجربي كه فرضيه فيشر را رد مي‌كنند، ‌روي رابطه بين تورم و بازده دارايي‌ها در كوتاه مدت تمركز دارند. اما اين تحقيق كه توسط دو تن از استادان بخش مالي، دانشكده بازرگاني آرهاس دانمارك در سال 2000 صورت گرفته است، در يك روش آزمون چند متغيره رابطه بين بازده دارايي و تورم را طي چند دوره مورد بررسي قرار داده است. در اين تحقيق بين بازده اوراق قرضه و سهام در دو دوره كوتاه مدت (يكساله) و بلند مدت (5 ساله) و دو كشور امريكا و دانمارك با نرخ تورم مورد بررسي و آزمون قرار گرفته است.

در اين تحقيق از مدل VAR استفاده شده است اين مدل براي آزمون اطلاعات يك دوره با بازده يكساله و تورم،‌ (كه ثابت بوده به كار رفته) و سعي شده است با استفاده از آن مقادير برآوردي اطلاعات براي دوره‌هاي آتي محاسبه شود بدون اينكه اطلاعات از لحاظ زماني يكديگر مخلوط و تركيب شوند.

اين مدل با تعريف يك پارامتر موثر به عنوان Zt كه شامل متغيرهاي شناخته شده در زمان t بوده و در مقابل تورم مورد انتظار، ‌داراي همبستگي و در مقابل تورم غير قابل انتظار فاقد همبستگي مي‌باشد، به شرح زير مي‌باشد:

E [(RtN,t+N – αt – βt ΠN,t+N )Zt] = 0

كه در آن RtN,t+N ،‌بازده اسمي روي دارايي I در دوره زماني t تا t+N،  ΠN,t+N نرخ تركيبي تورم در دوره زماني t تا t+N

 و  αt  و βt ضرايب همبستگي هستند كه با min كردن يك فرم درجه دو از معادله فوق بدست مي آيند.

Engstand و Tanggard اطلاعات مورد نياز در مورد كشور آمريكا را براي سهام از شاخص قيمت سهام و گزارشات رسمي امريكا، ‌براي اوراق قرضه، ‌از بازده سالانه اوراق قرضه دولتي و براي تورم از شاخص قيمتي مصرف كننده طي سالهاي 1926 لغايت 1997 استخراج نموده‌اند. همچنين اطلاعات مورد نياز خود در مورد كشور دانمارك را نيز براي سهام، ‌از اطلاعات سالانه بورس دانمارك، براي اوراق قرضه سالانه اوراق قرضه بلند مدت وبراي تورم اطلاعات موجود در GDP اين كشور استخراج نموده اند.

پس از آزمون مدل فوق نتايج جالبي بدست آمد.

اولا اختلاف قابل توجهي درارتباط بين تورم و بازده سهام در دو كشور امريكا و دانمارك وجود داشت. ثانيا در رابطه بين دو دارايي بكار گرفته شده در اين تحقيق، ‌يعني سهام و اوراق قرضه،‌ و تورم اختلافاتي وجود داشت.

 ثالثا نتايج بدست آمده براي زمان‌هاي كوتاه و بلند مدت با يكديگر متفاوت بود.

بعنوان نمونه،‌ در آمريكا رابطه نسبتا مثبتي بين بازده مورد انتظار و تورم مورد انتظار مشاهده گرديد. كه در فواصل زماني يك،‌ پنج، ‌ده ساله بطور ضعيفي نشان مي‌داد. اما در دانمارك رابطه بين بازده مورد انتظار و تورم با افزايش زمان قوي‌تر مي‌شد.

رابطه بين بازده مورد انتظار اوراق قرضه امريكا و تورم در بلند مدت مثبت بود و با افزايش تورم قوي‌تر مي‌شد. در حالي كه بازده مورد انتظار و تورم در دانمارك بطور ضعيفي رابطه داشت و با افزايش زمان كاهش مي‌يافت. سرانجام در هر دو كشور سهام يك سپر تورمي خوبي شناخته شد خصوصا در مقابل تورم غير منتظره و كوتاه مدت.

اثر زنجيره اي

  Fama(1981) تلاش نمود تا رابطه غير عادي بين تورم و بازده را تبيين نمايد فرضيه او اين بود كه رابطه منفي مشاهده شده بين بازده واقعي سهام و تورم در دوره بعد از سال 1953 ناشي از اثرات زنجيره‌اي است. يعني يك همبستگي منفي بين تورم و فعاليت اقتصادي وجود دارد. از طرف ديگر رابطه بين فعاليت واقعي و بازده سهام مثبت است. همبستگي منفي بين بازده واقعي سهام و تورم به خاطر پيوند اين دو ارتباط اثرات زنجيره‌اي ناميده مي‌شود.

وي معتقد بود رابطه مثبت بين بازده‌ سهام و فعاليت واقعي كه ناشي از بخش واقعي است با رابطه منفي بين تورم و فعاليت واقعي كه ناشي از بخش پولي است تركيب مي شود و رابطه منفي بين بازده واقعي سهام و تورم استنتاج مي‌شود.

نام  محقق

سال

كشور

دوره زماني

عنوان تحقيق

نتيجه

فاما

 

1980

آمريكا

 

1954-1977

1953-1978

رابطه بازده واقعي و تورم

رابطه بازده واقعي و تورم

منفي

منفي

رم واسپنسر

1984

آمريكا

1947-1980

رابطه بازده واقعي و تورم

منفي

جسكه و رول

1983

شيلي

1947-1980

رابطه بازده واقعي و تورم

رابطه وجود ندارد

هرناندز

1990

شيلي

دهه 1980

دهه 1980

رابطه بازده واقعي و تورم

رشد توليدات صنعتي و تورم

مثبت

مثبت

گروئن ولدوروكه و توماس

1997

استراليا

1991-1996

رابطه بازده واقعي و تورم

منفي

همان طور كه در بالا مشاهده مي شود رابطه بين بازده سهام و تورم مورد توجه بسياري از محققان قرار گرفته است. تا كنون در اين مورد نتيجه قاطعي وجود ندارد و به همين دليل از آن به عنوان معماي رابطه بين تورم و بازده سهام ياد می‌شود. اين رابطه از كشوري به كشور ديگر به علت اختلاف در نرخ تورم متفاوت مي‌باشد همچنين در افق‌هاي كوتاه مدت و بلند مدت نيز نتايج متفاوتي مي‌دهد و از طرفي در رابطه با بازده دارايي‌هاي مختلف و سهام، ‌اوراق قرضه و سرمايه‌هاي واقعي و مالي ديگر داراي نتايج مختلفي است.

 

منابع:

Balduzzi,Pierluingi, Stock Return inflation and the proxy hypothesis : A new look at the data.Economics letters No48 1995,P.47-53

Boudoukh,J.,Richardson,M,1993.Stock returns and inflation:a long horizon perspective.American Economic Review 83, 1346-1355.

Choudhry,T2001.Inflation and rates of return on stocks: evidence from high inflation countries.Journal of International Financial Markets, Institution &Money 11, 75-96

Engsted, T., Tanggaard,C., 2002. The relation between asset returns and inflation at short and long horizons.Journal of International Financial Markets, Institutions &Money 12, 101-118

Evgene . F. Fama.Stock Returns,Real Activity , inflation and Money.American Economic Review ,Sep 1981.PP . 545-564

Fama,E.F.,Schwert,G.W.,1977.Stock market returns and inflation.Journal of Financial Economics5, 115-146

Groenewold,Rolke,G,and Thomas .Stock returns and inflation :a macro analysis .Applied financial economics 1992,No 7 , P127-136

Gultekin, N. Bulent . Stock Market Returns and Inflation :Evidence from other countries .Journal of finance , No 38 march 1983, P.49-65

Solnik, B.,Solnik, V.,19997.Amulti-contry test of the Fisher model for stock returns.Journal of International Financial Markets, Institution &  Money 7, 289-30



[1] Hendriksen

[2] Charles P.Janes

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1386ساعت 17:59  توسط صمدی  |